لغت نامه دهخدا
چشمه زمزم. [ چ َ م َ ی ِزَ زَ ] ( اِخ ) چاهی به مسجد الحرام در مکه. رجوع به زمزم شود. || کنایه است از دهان محبوب.
چشمه زمزم. [ چ َ م َ ی ِزَ زَ ] ( اِخ ) چاهی به مسجد الحرام در مکه. رجوع به زمزم شود. || کنایه است از دهان محبوب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرد دل برگشته یی اکنون به چشم من نشین حج بجا آورده یی بر چشمه زمزم بیا
💡 بسکه بود از گریه مردم بکویش زمزمه کس نبود آنجا که چشمش چشمه زمزم نبود
💡 هر که رو آرد به طوف کعبه با اشک نیاز نقش پایش پیروان را چشمه زمزم شود
💡 به شوربختی ما نیست چشمه زمزم چو کعبه بخت سیه، جامه ای است بر تن ما
💡 منت خدای را که به توفیق کردگار از ناف کعبه چشمه زمزم شد آشکار
💡 گشاده است ز دست تو دجله احسان چنانچه چشمه زمزم ز پای اسماعیل