لغت نامه دهخدا
چشمسار. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) چشمه سار. جائی که چشمه آب بسیار دارد. || سرچشمه. ( ناظم الاطباء ).
چشمسار. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) چشمه سار. جائی که چشمه آب بسیار دارد. || سرچشمه. ( ناظم الاطباء ).
چشمه سار ٠ جائیکه چشم. آب بسیار دارد ٠ یا سرچشمه ٠
چشمه ایست در قهستان که آب آنرا بجهت دفع ملخ باطراف و جوانب برند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر برنیاورید مگر از چشمسار چشم هر دل که او بدان رخ گلگون فرو شود