چشم وهم

لغت نامه دهخدا

چشم وهم. [ چ َ / چ ِ وَ ] ( اِ مرکب ) دعا و تعویذی باشد که بجهت چشم زخم نویسند. ( برهان ). بمعنی «چشم وهام » است. ( آنندراج ). چشم وهام و چشم پنام. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چشم پنام و چشم وهام شود.

فرهنگ فارسی

دعا و تعویذی باشد که بجهت چشم زخم نویسند ٠ چشم و هام و چشم پنام ٠

جمله سازی با چشم وهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وهم را مژده‌ست و پیش عقل نقد ز انک چشم وهم شد محجوب فقد

💡 گه به چشم وهم می‌پوشد لباس اشتباه عرش تا فرش سرایت یا امیرالمؤمنین

💡 وز ذوق تو چشم وهم چراغیم یا معتمدی و یا شفایی

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز