چشم مخمل
لغت نامه دهخدا
چشم مخمل. [چ َ / چ ِ م ِ م َ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مؤلف آنندراج نویسد: چون خواب مخمل اصطلاح مقرری است از این جهت چشم مخمل نیز صحیح شده. خواب مخمل:
بی رخت در چشمه آئینه دل آب نیست
چشم مخمل را ز شوق پای تو شب خواب نیست.میرزا بیدل ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
مولف آنندراج نویسد: چون خواب مخمل اصطلاح مقرری است از اینجهت چشم مخمل نیز صحیح شده ) ). خواب مخمل.
جمله سازی با چشم مخمل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صفای عارضش، رنگ از رخ مهتاب بزداید خیال خط او، از چشم مخمل خواب بزداید
💡 بیرخت در چشمهٔ آیینه خاک است آب نیست چشم مخمل را ز شوق پایبوست خواب نیست