لغت نامه دهخدا
چشم سحاب. [ چ َ / چ ِ م ِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مجازاً بمعنی دیده ابرهاست چه همانگونه که از دیده آدمی اشک میریزد از سحاب نیز باران میبارد، پس بمجاز برای سحاب هم، چشمی و دیده ای فرض کرده اند:
از کف زرفشان او خجلند
چشمه آفتاب و چشم سحاب.سوزنی.