چشم افروز
مترادفها
چشمنواز، زیبا، دلانگیز، خیرهکننده
متضادها
ناخوشایند، زشت
لغت نامه دهخدا
چشم افروز. [ چ َ / چ ِ اَ ] ( نف مرکب ) افروزنده چشم. روشنی بخش چشم. هرچیز یا هرکس که مشاهده آن چشم را نور و روشنائی بخشد:
مرا چشمی و چشمم را چراغی
چراغ چشم و چشم افروز باغی.نظامی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) روشنی بخش چشم هر چیز یا هرکس که مشاهد. وی چشم را روشنایی بخشد.
جمله سازی با چشم افروز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مرا چشمی و چشمم را چراغی چراغ چشم و چشم افروز باغی
💡 منظره کوههای پوشیده از برف در هنگام طلوع خورشید، صحنهای بسیار چشم افروز و خیرهکننده برای عکاسان حرفهای طبیعت خلق میکند.
💡 معماری اصیل این بنا با کاشیکاریهای بسیار ظریف، جلوهای چشم افروز به فضای محوطه باغ و تالار اصلی بخشیده است.
💡 رنگهای متنوع گلهای توی باغچه در فصل بهار، منظرهای چشم افروز و دلنشین برای تمام گردشگران فراهم میآورد.