لغت نامه دهخدا
چاپ شدن. [ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) بطبع رسیدن. بچاپ رسیدن. طبع شدن.
چاپ شدن. [ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) بطبع رسیدن. بچاپ رسیدن. طبع شدن.
بطبع رسیدن ٠ بچاپ رسیدن ٠ طبع شدن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یهودی بودن بروس توسط مقالهای در روزنامه نیویورک تایمز به نوشته جان مک کندلیش علنی شد. مک کندلیش یک مسیحی اوانجلیست بود که تصمیم داشت به بروس کمک کند از نازیها فاصله بگیرد. بعد از اینکه در اینکار موفق نشد تصمیم گرفت که یهودی بودن او را علنی کند. بعد از چاپ شدن این مقاله دان بروس با فاصله زمانی کمی خودکشی کرد.
💡 برخلاف تصور که ادعا شده بود دانشنامه جهان اسلام و در ادامه دانشنامه ایران و اسلام و ترجمهٔ دانشنامه اسلام در حال چاپ شدن است، در مقدمه دانشنامه جهان اسلام ذکر شده است که تفاوتهای بنیادی با این دانشنامه دارد.