فرهنگ عمید
پیکرنماینده، نشان دهندۀ پیکر.
پیکرنماینده، نشان دهندۀ پیکر.
{mock-up} [حمل ونقل هوایی] نمونه ای از هواگَرد یا سایر تجهیزات که معمولاً در اندازۀ واقعی طراحی و ساخته می شود و پس از بررسی و مطالعه بر روی آن، هواگَرد یا وسیلۀ مورد نظر اصلی ساخته می شود
نمونهای از هواگَرد یا سایر تجهیزات که معمولاً در اندازۀ واقعی طراحی و ساخته میشود و پس از بررسی و مطالعه بر روی آن، هواگَرد یا وسیلۀ مورد نظر اصلی ساخته میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۵ به نقاشی پیکرنما و منظره پرداخت. از اواخر دهه ۱۹۵۰ از اسلوب نقطهگذاری در نقاشیهای انتزاعی اش استفاده کرد. در دهه ۱۹۶۰ با تکرار واحدها، تغییر اندازهها، فواصل، رنگها و رنگسایهها، تجربههایی با خطای دید کرد.
💡 دیوید هاکنی در ۹ ژوئیه ۱۹۳۷ در برادفورد به دنیا آمد و تحصیلات خود را در مدرسه گرامر برادفورد، کالج هنر برادفورد، و کالج سلطنتی هنر (۱۹۶۲–۱۹۵۹) در لندن، جایی که با رونالد بی کیتاج آشنا شد و تحت تأثیر او به نقاشی پیکرنما و بهرهگیری از منابع ادبی روی آورد، ادامه داد.