پیاهو

مترادف‌ها

پیاده

متضادها

سواره

لغت نامه دهخدا

پیاهو. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) هر چیز که آنرا آهوپی گویند، و بمعنی آهوپای هم آمده است که خانه شش پهلو وگچ بری و مقرنس کاری باشد. ( برهان ). آهوپای. پی آهو.

فرهنگ عمید

نوعی گچ بری و مقرنس کاری، آهوپا.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- آهویی ۲- خان. شش پهلو و گچ بری و مقرنس کاری آهو پای.

جمله سازی با پیاهو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دانشکده دندانپزشکی ارومیه در سال ۱۳۸۸ بنیانگذاری شد. هم‌اکنون ریاست این دانشکده را سالار پیاهو برعهده دارد.

💡 در پی ایجاد مسیرهای اختصاصی برای دوچرخه‌سواران، دولت تلاش می‌کند تا امنیت پیاهو در خیابان‌های اصلی شهر را به طور چشمگیری افزایش دهد.

💡 طبق قوانین جدید راهنمایی و رانندگی، هر پیاهو موظف است هنگام عبور از نقاط کور بزرگراه، با دقت بسیار زیاد و رعایت اصول ایمنی حرکت کند.

💡 طراحی صحیح خط‌کشی‌ها و ایجاد زیرگذرها می‌تواند به طور موثری از تصادفات ناگوار میان خودروهای پرسرعت و پیاهو در مناطق شلوغ شهری جلوگیری کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران