لغت نامه دهخدا
پورک. [ رَ ] ( اِخ ) نام دختر پور ( فور ) رای قنوج که در حباله بهرام گور بود و او را فورک نیز گویند.
پورک. [ رَ ] ( اِخ ) نام دختر پور ( فور ) رای قنوج که در حباله بهرام گور بود و او را فورک نیز گویند.
نام دختر رای قنوج که در حباله بهرام گور بود و او را فورک نیز گویند
اسم: پورک (پسر) (فارسی) (تلفظ: porak) (فارسی: پورک) (انگلیسی: porak)
معنی: پسر عزیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خدمتکار و نخستین بردهٔ جرالد اوهارا است. جرالد پورک را در یک بازی پوکر برنده شد. (همانطور که خود مزرعه تارا را در یک بازی پوکر دیگر برد). وقتی جرالد از دنیا رفت اسکارلت ساعت جیبی او را به پورک داد و پیشنهاد کرد ساعت حکاکی شود اما پورک این پیشنهاد را رد می کند. پورک بردهای بسیار وفادار است و فداکاریهای بسیاری را نسبت به خانواده ای اوهارا از خود نشان دادهاست
💡 دختر دیسلی و پورک است. پرستار وید است و با اسکارلت به آتلانتا می رود.