پهلوانی سخن
مترادفها
سخن استوار، سخن رسا
لغت نامه دهخدا
پهلوانی سخن. [ پ َ ل َ س ُ خ َ ] ( اِ مرکب ) سخن پهلوی. زبان پهلوی. || ( ص مرکب ) که بپهلوی سخن گوید. که سخن و زبان پهلوی داند:
یکی پیر بد پهلوانی سخن
بگفتار و کردار گشته کهن.فردوسی.ورا نام کندز بدی پهلوی
اگر پهلوانی سخن بشنوی.فردوسی.
فرهنگ فارسی
۱-( اسم ) زبان پهلوی: ورا نام کندز بدی پهلوی اگر پهلوانی سخن بشنوی. ( فردوسی ) ۲- آنکه بپهلوی سخن گوید کسی که سخن و زبان پهلوی داند: یکی پیر بد پهلوانی سخن بگفتار و کردار گشته کهن. ( فردوسی )
جمله سازی با پهلوانی سخن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی پیر بد پهلوانی سخن به گفتار و کردار گشته کهن
💡 به تصحیف نامش چنین خواندند چو بر پهلوانی سخن راندند