پنج تیر

لغت نامه دهخدا

پنج تیر. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) نوعی تفنگ که پنج فشنگ خورد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نوعی تفنگ که پنج فشنگ خورد.

جمله سازی با پنج تیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دسته شکارچیان به همراه لاین سگ غول‌پیکر بار دیگر برای شکار الدبن راهی جنگل می‌شوند. لاین با خصومتی مثال زدنی الدبن را دنبال می‌کند و بون هوگنباک در فاصله‌ای نزدیک از الدبن پنج تیر را به خطا می‌زند و پس از تعقیب کوتاهی جنرال کامپسن فقط موفق می‌شود الدبن را زخمی‌کند. خرس با ردی از خون به سمت جنگل فرار می‌کند و شکارچیان به کلبه بازمی‌گردند. ذخیره ویسکی تمام شده‌است و هوا به شدت سرد است. جنرال کامپسن تصمیم می‌گیرد بون را برای آوردن ویسکی به ممفیس بفرستد و برای اینکه بون تا زمان بازگشت ته بشکه‌های ویسکی را بالا نیاورد اسحاق را به همراه او راهی می‌کند.

💡 حسن زیرک در پنج تیر سال ۱۳۵۱، برابر با ۲۶ ژوئن ۱۹۷۲ در سن نزدیک به ۵۱ سالگی در بیمارستان بوکان به‌علت سرطان کبد درگذشت و در قبرستان بوکان دفن شد، اما بعد از چند روز بنا به وصیت خودش، نبش قبر شد و در دامنهٔ کوه نالشکینه به خاک سپرده شد.

💡 واقعه پنج تیر یکی از لحظات بسیار حساس و تلخ در تاریخ مبارزات سیاسی ایران بود که تأثیرات عمیقی بر روند تحولات اجتماعی کشور گذاشت.

💡 تحلیلگران تاریخی معتقدند که حوادث مربوط به پنج تیر، باعث افزایش هیجانات ملی‌گرایانه در میان مردم و ایجاد تغییرات جدی در ساختار قدرت سیاسی شد.

💡 مطالعه دقیق اسناد مربوط به دوران پنج تیر، به درک بهتر تقابل میان نیروهای داخلی و مداخلات خارجی در آن مقطع زمانی بسیار مهم کمک می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران