پناهگاه کوهستانی
مترادفها
پناهگاه کوه، پناه کوهستانی
فرهنگستان زبان و ادب
{mountain refuge} [گردشگری و جهانگردی] اقامتگاهی دورافتاده واقع در ناحیه ای کوهستانی که مجموعه ای از تسهیلات را در اختیار گردشگران قرار می دهد
ویکی واژه
اقامتگاهی دورافتاده واقع در ناحیهای کوهستانی که مجموعهای از تسهیلات را در اختیار گردشگران قرار میدهد.
جمله سازی با پناهگاه کوهستانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی اژدها کشته میشود خونش به داخل زمین فرونمیرود و دوبرینیا به مدت سه روز در آن گیر میکند. در نهایت یک بار دیگر صدایی از آسمان به او گفت: نیزهٔ خود را در زمین فرو کن و با استفاده از کلمات افسون بگو. سپس زمین تمام خون را بلعید و زاباوا نجات پیدا کرد. دوبرینیا همچنین پناهگاه کوهستانی اژدها را پیدا میکند و پس از کشتن تعدادی بچه اژدها، سایر روسهایی را که در اسارت او بودند نجات میدهد.
💡 کوهنوردان حرفهای همیشه قبل از شروع صعود دشوار، موقعیت دقیق یک پناهگاه کوهستانی را در نقشههای خود مشخص میکنند تا در صورت بروز طوفان، امنیت داشته باشند.
💡 در طول مسیر طولانی صعود به قله، ما موفق شدیم یک پناهگاه کوهستانی کوچک و مستحکم پیدا کنیم که از بادهای شدید و سرمای طاقتفرسا محافظت میکرد.
💡 ساخت یک پناهگاه کوهستانی مناسب در ارتفاعات بسیار بالا میتواند جان بسیاری از گردشگرانی را که در شرایط آب و هوایی نامساعد گرفتار شدهاند، نجات دهد.