لغت نامه دهخدا
پشت چشم نازک کردن. [ پ ُ ت ِ چ َ زُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) یا پشت چشم تنگ کردن؛ به کبر مژگان را بهم نزدیک کردن. به ناز و غرور دیدن. || تغافل کردن. || آزردگی نازآمیز. || اظهار بیدماغی و رنجش. ( غیاث اللغات از بهار عجم ). بچشم آلوس دیدن.
پشت چشم نازک کردن. [ پ ُ ت ِ چ َ زُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) یا پشت چشم تنگ کردن؛ به کبر مژگان را بهم نزدیک کردن. به ناز و غرور دیدن. || تغافل کردن. || آزردگی نازآمیز. || اظهار بیدماغی و رنجش. ( غیاث اللغات از بهار عجم ). بچشم آلوس دیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای غزال چین چه پشت چشم نازک می کنی؟ چشم ما آن چشمهای سرمه سا را دیده است
💡 من که دست از آرزوی آب حیوان شسته ام از چه پشت چشم نازک می کند بر من حباب
💡 ای غزال چین، چه پشت چشم نازک میکنی ؟ چشم ما آن چشمهای سرمه سا را دیده است