لغت نامه دهخدا
( موسی شرارة ) موسی شرارة. [ سا ش َ رَ ] ( اِخ ) موسی بن امین شرارة عاملی. رجوع به موسی بن امین شود.
( موسی شرارة ) موسی شرارة. [ سا ش َ رَ ] ( اِخ ) موسی بن امین شرارة عاملی. رجوع به موسی بن امین شود.
موسی بن امین شراره عاملی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رویش ستارهای که ز عنبر کند حصار لعلش شرارهای که به شکر شود عجین
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشته است، میتوان به باجگیری، قتل!، نه و چهل و پنج دقیقه، شراره آسمانی و تماس الزتری اشاره کرد.
💡 چون ز شراره ی عطش لعل لبش کبود شد خواست گلوی تشنه ی خویش زخون تر آورد
💡 انا الحق گوید این منصور دم بر دار رسوائی شراره کوه سوزست این مکن در بند پنهانش
💡 به راغ و باغ گذرکرد ابر فروردین شراره ریخت بر آن و ستاره ریخت براین
💡 این فیلم به شخصیت اصلی خانواده یوشیوکی سوزوکی میپردازد. هنگامی که برق توکیو به دلیل یک شراره خورشیدی قطع میشود، شهر در آستانه وحشت قرار میگیرد. یوشیوکی باید خانواده اش را برای تلاش و بقا رهبری کند.