پس پرده
مترادفها
پشت پرده، پنهان، مخفی
متضادها
روی صحنه
لغت نامه دهخدا
پس پرده. [ پ َ س ِ پ َ دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )پشت ِ پرده. شبستان. سرای. خانه. حَرَم:
پس پرده ما یکی دختریست
که از مهتران درخور مهتریست.فردوسی.کرا در پس پرده دختر بود
اگر تاج دارد بداختر بود.فردوسی.پس پرده شهریار جهان
سه ماهست با زیور اندر نهان.فردوسی.پس پرده نامور کدخدای
زنی بود پاکیزه و پاکرای.فردوسی.پس پرده او یکی دختر است
که رویش ز خورشید روشن تر است.فردوسی.پس پرده او بسی دختر است
که با برز و بالا و باافسر است.فردوسی. || عالم غیب:
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو چه دانی که پس پرده که خوبست و که زشت.حافظ. || در نهان:
پس پرده بیند عملهای بد
هم او پرده پوشد به آلای خود.سعدی.
فرهنگ فارسی
( اسم )۱- سرای خانه حرم حرمسرا. ۲- عالم غیب. ۳- در نهان.
جمله سازی با پس پرده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کس نماند که به دیدار تو واله نشود چون تو لعبت ز پس پرده پدیدار آیی
💡 وقتی پس پرده بیخبری هستیم و نمیدانیم فردا که وارد جهان میشویم کجا قرار خواهیم گرفت، قاعدتاً عدالت را آنچنان معنا و اعمال میکنیم که تبعیضی نماند.
💡 این عروسان سخن سهل مبین در پرده تو پس پرده چه دانی که که خوبست و که زشت
💡 «آنچه در پس پرده ماجرای رخ داده میگذرد، نشانه گرفتن هیئتهای عزاداری و اصل و فلسفه قیام عاشورا است.»
💡 تو پس پرده و خلقی بگمان در سر شور تا چها خیزد اگر پرده ز رخ بگشائی
💡 اولین جایی که به شعر حافظ استناد شده، نامهای است که جلالالدین شاهشجاع به سلطان جلالالدین حسین جلایری نوشته و در نامه مصرع «کس چه میداند که پس پرده که خوب است و که زشت» آورده شدهاست.