لغت نامه دهخدا
پس نهاد.[ پ َ ن ِ / ن َ ] ( ن مف مرکب ) ذخیره. پس انداز. یخنی. || میراث. ترکه. تراث. || گنج.
پس نهاد.[ پ َ ن ِ / ن َ ] ( ن مف مرکب ) ذخیره. پس انداز. یخنی. || میراث. ترکه. تراث. || گنج.
( صفت ) ۱- پس افت ۲- میراث. ۳- گنج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواند آن دیوانه را شاه جهان پس نهاد آن قصه با او در میان
💡 گوشهای بگزید کافر پاکتر پس نهاد او سوی بت بر خاک سر
💡 وزان پس نهاد ابن عباس گام به درگاه فرزند خیر الانام
💡 سر به گوشش برد همچون رازگو پس نهاد آن چیز بر بینی او
💡 که ناگه جوان پای را پس نهاد سر خویش بر سینه شه نهاد