پزه
لغت نامه دهخدا
پزه. [ پ َ زَ / زِ ] ( اِ )صاحب فرهنگ شعوری این صورت را آورده است و به آن معنی ریشه اَگیر و «وُج » میدهد. رجوع به پژ شود. واﷲ اعلم. || پیدا کردن باشد. ( فرهنگ اوبهی ).
دانشنامه عمومی
پزه ( به لهستانی: Pyzy ) یک روستا در لهستان است که در گمینا مونگکی واقع شده است.
جمله سازی با پزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قبیلههای یموت از حدود مغرب به مشرق به این ترتیب مقیم هستند: قوجق، آتابای، یلِقی، داز، دوَجی، بکه، بهلکه، بدراق، ایمور، کوچُک، سَلّاخ، ساری (قبیله) (گولمز)، قان یوخمز و ایگدیر، پزه و مختوم که هر کدام نیز به شاخههای دیگری تقسیم میشود.