پروردگی

مترادف‌ها

پروردش، تربیت، پرورش

متضادها

بندگی، عبودیت

لغت نامه دهخدا

پروردگی. [ پ َرْ وَ دَ / دِ ] ( حامص ) به بعض کلمات ملحق شود و افاده معنی اسمی کند: نمک پروردگی. نازپروردگی. سایه پروردگی.

فرهنگ فارسی

به بعضی کلمات ملحق شود و افاده معنی اسمی کند

جمله سازی با پروردگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پرده را از حسن خود پروردگی می دهی زان دل برد چون پردگی

💡 آبشار پروردگی یک مفهوم بوم‌شناختی است که پژوهش‌های جدیدی را در بسیاری از زمینه‌های بوم‌شناسی تحریک کرده‌است. به عنوان مثال، همان‌طور که انسان‌ها در بسیاری از مکان‌ها از طریق شکار و ماهیگیری انجام داده‌اند، می‌تواند برای درک پیامدهای ضربه‌ای حذف شکارچیان برتر از شبکه‌های غذایی مهم باشد.

💡 هست باران از پی پروردگی هست باران از پی پژمردگی

💡 مفاهیم مربوط به پروردگی و عظمت خداوند در متون مقدس به گونه‌ای بیان شده‌اند که شکوه و قدرت بی‌کران او را نشان می‌دهند.

💡 در فلسفه‌های عرفانی، مفهوم پروردگی تنها به معنای قدرت نیست، بلکه شامل رحمت و مراقبت همیشگی از تمام موجودات جهان نیز می‌شود.

💡 اعتقاد به پروردگی یکی از ستون‌های اصلی ایمان در بسیاری از ادیان بزرگ جهان است که به معنای تسلیم در برابر قدرت مطلق است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران