لغت نامه دهخدا
پروردگی. [ پ َرْ وَ دَ / دِ ] ( حامص ) به بعض کلمات ملحق شود و افاده معنی اسمی کند: نمک پروردگی. نازپروردگی. سایه پروردگی.
پروردگی. [ پ َرْ وَ دَ / دِ ] ( حامص ) به بعض کلمات ملحق شود و افاده معنی اسمی کند: نمک پروردگی. نازپروردگی. سایه پروردگی.
به بعضی کلمات ملحق شود و افاده معنی اسمی کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرده را از حسن خود پروردگی می دهی زان دل برد چون پردگی
💡 آبشار پروردگی یک مفهوم بومشناختی است که پژوهشهای جدیدی را در بسیاری از زمینههای بومشناسی تحریک کردهاست. به عنوان مثال، همانطور که انسانها در بسیاری از مکانها از طریق شکار و ماهیگیری انجام دادهاند، میتواند برای درک پیامدهای ضربهای حذف شکارچیان برتر از شبکههای غذایی مهم باشد.
💡 هست باران از پی پروردگی هست باران از پی پژمردگی