لغت نامه دهخدا
پرستات. [ پْرُ / پ ُ رُ ] ( فرانسوی، اِ ) غُدّه وزی. || پرستات پِرینه آل. پرستات عجانی. پرستات دبری.
پرستات. [ پْرُ / پ ُ رُ ] ( فرانسوی، اِ ) غُدّه وزی. || پرستات پِرینه آل. پرستات عجانی. پرستات دبری.
( اسم ) یک زوج غده که تقریبا هر یک بانداز. بادام کوچکی هستند و بطور قرینه در ابتدای پیشاب راه ( آلت ) در بالای میان دو راه قرار گرفته اند. این غده ها خاص جنس نر پستانداران است و ترشحات سفید رنگ لزجی دارند که یکی از عناصر تشکیل دهند. منی است و با اسپرم خارج میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از کاربردهای دیگر پرتونگاری مقطعی پخش نوری میتوان تشخیص سرطان پرستات و مشاهده پاسخ تومور به شیمی درمانی یاد کرد.