پرداختی

لغت نامه دهخدا

پرداختی. [ پ َ ] ( ص نسبی ) پرداخته. تأدیه کرده: وجوه پرداختی.

فرهنگ فارسی

در خور پرداختن

جمله سازی با پرداختی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اینهمه کردی که گفتم وز همه پرداختی گاه آن آمد که گویی ای ملک دیدار کو

💡 رخساره گلگون ساختی مستانه بیرون تاختی صد ملک دل پرداختی فریاد ازین غارتگری

💡 میزان پول پرداختی برای هر عمل با هزینه‌ی سرشکنی آن متناسب است.

💡 در ادامه حداکثر مبالغ پرداختی بر اساس کشور، ارز مبدأ ارائه گردیده است.

💡 چون نمی پرداختی آخر بفکر کار ما کاشکی! اول بحال ما نمی پرداختی

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز