لغت نامه دهخدا
ویران کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خراب کردن:
که ویران کنی تاج و گاه مرا
به آتش بسوزی سپاه مرا.فردوسی.عالمی را یک سخن ویران کند
روبهان مرده را شیران کند.مولوی.
ویران کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خراب کردن:
که ویران کنی تاج و گاه مرا
به آتش بسوزی سپاه مرا.فردوسی.عالمی را یک سخن ویران کند
روبهان مرده را شیران کند.مولوی.
(مصدر ) خراب کردن بایرساختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقایع دقیق چند سال آینده مشخص نیست زیرا منابع تاریخی، رخدادهای واقعی این مرحله را با گشایش اصلی ابن عامر در منطقه اشتباه میگیرند، ولی اطلاعاتی که عمدتاً از روایات قبیلهای وجود دارد، نشاندهندهٔ ایستادگی و شورشهای گاهبهگاه شدید است که به اقداماتی مانند ویران کردن پرستشگاه نوبهار از سوی قیس بن حاتم، معاون ابن عامر انجامید.
💡 برنارد لوئیس در مقالهای ضمن بیاعتبار خواندن کتابسوزی اعراب در اسکندریه با اشاره به تشابه این روایت ابن خلدون با روایتی که در آن نقل شده عمر فرمان به تخریب کتابخانه اسکندریه داده است، میگوید: «تاریخنگار قرن چهاردهم، ابن خلدون، داستان تقریباً یکسانی را راجع به ویران کردن یک کتابخانه در ایران به دستور خلیفه عمر مطرح کرده که نشان از ویژگی عامیانه آن دارد».
💡 اسکندر رومی در اوان جهانگیری به حیله تمام حصاری را بگشاد و به ویران کردن آن فرمان داد گفتند در آنجا حکیمی است دانا و بر حل مشکلات حکمت توانا وی را طلب داشت چون بیامد شکلی دید از قبول طبع دور و طبع اهل قبول از وی نفور گفت: این چه صورت غریب و هیکل مهیب است؟ حکیم از آن سخن برآشفت و خندان خندان در آن آشفتگی گفت:
💡 ابوایوب، سلیمان موریانی خوزی (؟ -۷۷۰م) وزیر عباسی ایرانی بود که در رشتههای گوناگون علمی، مانند فلسفه، حساب، کیمیا، اخترشناسی و ادبیات پژوهشهایی داشت. او وزیر المنصور و از اهالی خوزستان بود.. عجیب است که یک ایرانی درباره ویران کردن ایوان کسری به منصور خلیفه عباسی مشاوره داده است.