وکال

لغت نامه دهخدا

وکال. [ وَ / وِ ] ( ع اِمص ) سستی و کاهلی. ( منتهی الارب ). کندی و بلادت و ضعف. ( اقرب الموارد ). گویند: دابة فیها وکال. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
وکال. [ وِ ] ( ع مص ) مواکلة. به دیگری کار گذاشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). واگذار کردن بعضی به بعض دیگر کار را. ( اقرب الموارد ). || اعتماد کردن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || بد و سست رفتن ستور. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با وکال

💡 این موسیقی متن، نوآورانه و دارای کیفیت و اهمیت تاریخی بالا است. به عنوان مثال، استفاده از صدای تفنگ و شلیک روی موسیقی که برای اولین بار انجام می‌شد. همچنین تم اصلی در طول فیلم، برای هر یک از سه شخصیت اصلی با ساز خاصی زده می‌شود. (خوب: با سازهای بادی مثل فلوت؛ بد: با سوت؛ زشت: با وکال و صداهای انسانی و حیوانی).[نیازمند منبع]

💡 منتقدان ورایتی و کانسیکوئنس بر آوازهای ساده و خویشتن‌دارانه گرانده تأکید کردند. این دو بر این باور بودند که آلبوم به جای نمایش گستره صوتی وکال او، بر بافت متمرکز شده‌است. به گفتهٔ نیویورک تایمز، درخشش ابدی یکی از آلبوم‌های «از لحاظ بافتی استوار» گرانده است. در مقابل، ایندیپندنت بر این باورد بود که لحن آواز مذکور نسبتاً عامیانه بوده‌است.

💡 امبینت هاوس، که در اواخر دهه ۱۹۸۰ پدیدار شد، زیرسبکی از موسیقی هاوس است که با تلفیق المان‌های موسیقی اسید هاوس و موسیقی امبینت ساخته می‌شود. قطعاتی که در سبک امبینت هاوس تنظیم می‌شوند به‌طور معمول از الگوهای ضربی چهار بر کف، سینث پد و وکال هائی که به صورت «اتمسفریک» درست شده‌اند، استفاده می‌کنند.