وهمی
مترادفها
خیالی، توهمی، پنداری
متضادها
واقعی، حقیقی
لغت نامه دهخدا
وهمی. [ وَ می ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به وهم. ( اقرب الموارد ). خیالی. || بر جزئی که با وهم درک میشود اطلاق میگردد. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). || گاهی اطلاق میشود بر آنچه قوه متخیله از پیش خود آن را درست کرده باشد و مانند محسوسات باشد. خلاصه اینکه اختراع خود متخیله باشد چنانکه هرگاه شنیده باشد که غول حیوان درنده ای است که مردم را هلاک میکند، متخیله در مجسم ساختن این درنده وحشی اقدام میکند و برای آن نیشی چون نیش درندگان تصور مینماید. پس وهمی بر این معنی آن است که با هیچیک از حواس ظاهری درک نمیشود زیرا در خارج وجود ندارد ولی اگر در خارج وجود می داشت با یکی از حواس خمسه ظاهری قابل درک بود. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). || نیش غولی. خرافی. افسانه ای.
فرهنگ فارسی
(صفت ) منسوب به وهم: ۱ - خیالی تخیلی مقابل حقیقی: (( اول لذت و آن جسمانی باشد یا غیر جسمانی وهمی باشد یاحقیقی. ) ) ۲ - ناشی از تصور غلط پنداری.
جمله سازی با وهمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خلوت حقیقی عبارت از ترک مألوفات و محسوسات و قطع خواطر وهمی و خیالی است، پس اگر شخصی در خانه ای خالی باشد و ترک مألوفات نکرده باشد و خواطر شیطانی او که عبارت از عمل قوّه وهمی و خیالی است قطع نشده، او در فرقت است نه در خلوت.
💡 ذهن تو بیک فکرت ناگاه بداند وهمی که نهان باشد در پرده اسرار
💡 زین خمستان هوس نشئهٔ وهمی داریم که به تر، طیب دماغم نرسیدن نرسید
💡 از سراغ چشمهٔ حیوان که وهمی بیش نیست میدهد آبی نشان آیینهٔ اسکندری
💡 زلفین خمیده بخطت دید وهمی گفت نظاره گیت پیر شد اما تو جوانی
💡 او تمام مدت درگیر یک حالت ذهنی وهمی شده بود و تصور میکرد که سایههای حرکتکننده در اتاق، موجوداتی واقعی هستند که او را تعقیب میکنند.
💡 بسیاری از ترسهای انسان در زندگی روزمره، در واقع ناشی از یک تصور وهمی و بیاساس است که با مواجهه با واقعیت به سرعت از بین میرود.
💡 آن رؤیای عجیب و وهمی که او در خواب دیده بود، چنان تأثیر عمیقی بر روحیه او گذاشت که تا مدتی نتوانست به زندگی عادی خود بازگردد.