وقائع

لغت نامه دهخدا

وقائع. [ وَ ءِ ] ( ع اِ ) وقایع. رجوع به وقایع شود.

فرهنگ فارسی

(اسم ) جمع وقیعه ( وقیعه ). ۱- آسیب جنگ. ۲- جنگ پیکار. ۳- سرگذشتها اتفاقات: (( بر کیارق... بروزگار او حوادث و وقایع بسیار افتاد. ) ) یا وقایع عرب. روزهای جنگ تازیان و داستانهای آنها. توضیح در تداول ایرانیان وقایع جمع ((واقعه ) ) گرفته میشود.

جمله سازی با وقائع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کبوتر بباید فرستاد بر مقدمه تا از پی او مسرع فرستاده شود اما جملهٔ وقائع را بیک نکته باز باید آورد چنانکه بر همگی احوال دلیل بود و کبوتر بتواند کشید و مقصود بحاصل آید.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز