وظیف

لغت نامه دهخدا

وظیف. [ وَ ] ( ع اِ ) خردگاه ساق و ذراع اسب و شترو جز آن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). مستدق الذراع او الساق من الخیل و الابل و غیرها. ( اقرب الموارد ). ج، اوظفة، وُظُف. ( منتهی الارب ). باریکترین قسمت ذراع و ساق. || جائت الابل علی وظیف؛ در پی یکدیگر آمدند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ( ص ) مرد قوی و توانا بر رفتن ( درزمین ناهموار ). ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خرد گاه ساق و ذراع اسب و شتر و جز آن مرد قوی و توانا بر رفتن

جمله سازی با وظیف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۱۹۱۷، در طول جنگ جهانی اول، اسپیر به خدمت وظیف عمومی ارتش بریتانیا خوانده شد و به عنوان سرباز بهداشت «نیروهای بهداشت ارتش سلطنتی» در بیمارستانهای لندن مشغول شد. وی هرگز به عنوان کادر ثابت به خدمت نپرداخت و در ۱۹۱۹ مأموریت یافت به عنوان «هنرمند رسمی جنگی» خدمت نماید. وی برای ثبت کارهای «نیروهای بهداشت ارتش سلطنتی» به عرصه‌های نبرد فرانسه رفت. بسیاری از کارهای وی هم‌اکنون در «موزه امپراتوری جنگ» انگلستان موجود می‌باشد.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز