وضوع

لغت نامه دهخدا

وضوع. [ وُ ] ( ع مص ) ضعة. خوار ساختن نفس خود را. ( منتهی الارب ). رجوع به وضع شود.

فرهنگ فارسی

ضعه خوار ساختن نفس خود را

جمله سازی با وضوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چراغ تا نکنی روغنش نبخشد نور که نور وضوع ندارد چراغ بی روغن