وردی. [ وَ ] ( ص نسبی ) آنچه به رنگ گل بوده باشد. منسوب به گل سرخ. ( ناظم الاطباء ). گلگون. ( از اقرب الموارد ). || ( اصطلاح منجمین ) ذوذوابه که به شکل ورد یعنی گل یا سوری ظاهر شود. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || قسمی مروارید. ( الجماهر بیرونی ). نوعی از یاقوت و آن دون جلناری است در جودت. قسمی یاقوت و آن پست ترین اقسام یاقوت است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
آهنگساز ایتالیائی ( ۱۹٠۱ - ۱۸۱۳ م. ) متولد رونکل استاد آهنگهای دارماتیک بود و شهرتش بیشتر مربوط به اپراهای اوست. وی سازنده و مصنف تعداد بسیاری از اپراها می باشد مانند: تراویانا ترواتور ریگولتو اتلو مکبث و فالستوف و غیره.
آنچه برنگ گل بوده باشد منسوب بگل سرخ
اسم: وردی (دختر) (کردی) (تلفظ: vardi) (فارسی: وَردی) (انگلیسی: vardi)
معنی: کوچک، ریزنقش، ریزنقش ( نگارش کردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ، زیرا در آن صورت مشابه خروجی یک فیلتر پایدار که وردی آن نوفهٔ سفید است، میباشد. اگر
💡 خاریست مرا در دل و دیده ز فراقش تریاق چنین خاری وردی سره بودی
💡 کردم طلب از عابد وردی پی دفع غم گفتا بر ساقی رو کاین کار از آن آید
💡 جانِ من زنده به جامی ست که باشد پُرجان حِرز من تازه به وردی ست که باشد با حی
💡 رسید ترکم با چهرههای گل وردی بگفتمش چه شد آن عهد گفت اول وردی
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال توکیو و باشگاه فوتبال توکیو وردی اشاره کرد.