وراع

وراع

وراع واژه‌ای کهن در زبان فارسی و عربی است که در لغت به معنای سست و ضعیف شدن آمده است. این واژه در متون کلاسیک، از جمله منتهی‌الارب، اقرب الموارد و ناظم‌الاطباء، برای توصیف کسی یا چیزی به کار رفته که بددل، بی‌خرد و بی‌فایده شده است. به بیان دیگر، وقتی گفته می‌شود چیزی یا کسی «وراع» شده، منظور آن است که از قدرت، پایداری یا کارآمدی خود افتاده و تأثیرگذاری‌اش کاهش یافته است.

در کاربرد ادبی و توصیفی، این واژه گاهی به ضعف روحی یا روانی نیز اشاره دارد. به عنوان مثال، شخصی که در تصمیم‌گیری یا پایبندی به وظایف سست شده و دچار سردرگمی یا بی‌ثمر شدن اعمال خود شده است، می‌تواند به عنوان «وراع» توصیف شود. این معنا در متون اخلاقی و تربیتی قدیم نیز مورد توجه بوده و وراع شدن به عنوان نکوهشی برای بی‌خردی، بی‌ثباتی و ناتوانی در انجام کارهای مفید مطرح شده است.

لغت نامه دهخدا

وراع. [ وَ ] ( ع مص ) وراعة. وَرعة. وُرعة. وَروع. وُرع. وُرُع. بددل و خرد و بی خیر و فایده گردیدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || سست و ضعیف شدن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بددل و سست و بی خرد و بی خیر و بی فایده گردیدن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

وراعه ورعه سست و ضعیف شدن

جمله سازی با وراع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صد غمّاز مجد عبّادان قریة من وراع عبّادان

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز