وراع واژهای کهن در زبان فارسی و عربی است که در لغت به معنای سست و ضعیف شدن آمده است. این واژه در متون کلاسیک، از جمله منتهیالارب، اقرب الموارد و ناظمالاطباء، برای توصیف کسی یا چیزی به کار رفته که بددل، بیخرد و بیفایده شده است. به بیان دیگر، وقتی گفته میشود چیزی یا کسی «وراع» شده، منظور آن است که از قدرت، پایداری یا کارآمدی خود افتاده و تأثیرگذاریاش کاهش یافته است.
در کاربرد ادبی و توصیفی، این واژه گاهی به ضعف روحی یا روانی نیز اشاره دارد. به عنوان مثال، شخصی که در تصمیمگیری یا پایبندی به وظایف سست شده و دچار سردرگمی یا بیثمر شدن اعمال خود شده است، میتواند به عنوان «وراع» توصیف شود. این معنا در متون اخلاقی و تربیتی قدیم نیز مورد توجه بوده و وراع شدن به عنوان نکوهشی برای بیخردی، بیثباتی و ناتوانی در انجام کارهای مفید مطرح شده است.