هیفاء

مترادف‌ها

باریک‌اندام، ظریف، خوش‌تراش

لغت نامه دهخدا

هیفاء. [ هََ ] ( ع ص ) مؤنث اهیف. ( اقرب الموارد ): امرأة هیفاء؛ زن باریک میان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || اسب لاغرشکم باریک میان. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ): فرس هیفاء. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با هیفاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حیفا المنصور (به عربی: هیفاء المنصور) زاده ۱۰ آگوست ۱۹۷۴) کارگردان فیلم اهل کشور عربستان سعودی است. وی مشهورترین، جنجالی‌ترین و اولین کارگردان زن اهل عربستان سعودی است. وی تحسین منتقدان را برای فیلم وجده دریافت کرد.

💡 در اشعار کلاسیک فارسی، شاعر بارها از هیفاء و تکبر حاکمان انتقاد کرده و آن‌ها را به دلیل خودبینی بیش از حد، از مسیر عدالت دور شده می‌داند.

💡 آن اشراف‌زاده با هیفاء و تکبر تمام مراسم را طی می‌کرد، گویی که هیچ‌کس دیگری در آن جمع باستانی و باشکوه وجود ندارد.

💡 گاهی اوقات هیفاء و خودپسندی باعث می‌شود که افراد توانایی درک واقعیت‌های تلخ زندگی و نیازهای واقعی اطرافیان خود را از دست بدهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران