هیب

لغت نامه دهخدا

هیب. ( اِ ) به لغت ژند و پاژند عاقبت کار را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ).
هیب. [ هََ ] ( ع مص ) ترسیدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
هیب. [ هََ ی ْ ی ِ ] ( ع ص ) ترسان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). بیمناک. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

ترسان

جمله سازی با هیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خستی هزار دل بد و چشم و از آن هیب درگاه شهریار یگانه گرفته ای

💡 خون در تن هر یک شد از هیب او سد جبرئیل که بود از همه در منقبتش فرد

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز