لغت نامه دهخدا
هویدائی. [ هَُ وَ / وِ ] ( حامص ) وضوح. پیدائی. روشنی. نمایانی. ظهور. بداهت. ابانت. آشکاری.
هویدائی. [ هَُ وَ / وِ ] ( حامص ) وضوح. پیدائی. روشنی. نمایانی. ظهور. بداهت. ابانت. آشکاری.
وضوح پیدائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر پایندگی بودی جهان را هویدائی نبودی عقل و جان را
💡 چو اشیاء جمله معدوم الذواتند هویدا از هویدائی ذاتند
💡 هر چه را دردو جهان نور هویدائی هست همه یک ذره خورشید هویدائی تست
💡 نقاب از روی چون خورشید برداشت جمالی در هویدائی نهان کرد