هوسک

لغت نامه دهخدا

هوسک. [ هََ وَ س َ ]( اِ مصغر ) رجاء. رجی. میل کاذب. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با هوسک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 السا هوسک گفته است می‌خواهد همچنان به ورزش ادامه دهد چون که اینکار باعث می‌شود آمادگی بدنی‌اش حفظ شود.