هوس گوی

لغت نامه دهخدا

هوس گوی. [ هََ وَ ] ( نف مرکب )سوفسطایی. اهل سفسطه. ( یادداشت مؤلف ):
شراب حکمت شرعی خورید اندر حریم دین
که محرومند ازاین عشرت هوس گویان یونانی.سنائی.

فرهنگ فارسی

سوفسطایی اهل سفسطه

جمله سازی با هوس گوی

💡 خم چوگان فلک راه ترا می پاید دل خود بر سر میدان هوس گوی مکن

💡 پشت که چوگان شود از عاشقی در هوس گوی زنخدان شود

اعتلا یعنی چه؟
اعتلا یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز