لغت نامه دهخدا
هندوی چرخ. [ هَِ ی ِ چ َ ] ( اِخ ) کوکب زحل. هندوی پیر. ( برهان ). هندوی هفتم چرخ. هندوی باریک بین. رجوع به این مدخل ها شود.
هندوی چرخ. [ هَِ ی ِ چ َ ] ( اِخ ) کوکب زحل. هندوی پیر. ( برهان ). هندوی هفتم چرخ. هندوی باریک بین. رجوع به این مدخل ها شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فریادرس خدیوا، بیداد بین که کرده ست هندوی چرخ ما را، تاراج ترکمانی
💡 در بارگاه جاهش زال سپهر خادم در آستان قدرش هندوی چرخ دربان
💡 گر از همای فرّت، بر چرخ سایه افتد گردد زیمن جاهت، هندوی چرخ مقبل
💡 برآویخت هندوی چرخ از کمر به هارونی شب حرسهای زر
💡 کزان دلو آن هندوی چرخ را بدین جای سرگشته کن چرخ را