همزبانی

مترادف‌ها

هم‌کلامی، هم‌سخنی

متضادها

ناهمزبانی

لغت نامه دهخدا

همزبانی. [ هََ زَ ] ( حامص مرکب ) همدردی. زبان یکدیگر را فهمیدن:
پس زبان محرمی خود دیگر است
همدلی از همزبانی بهتر است.مولوی.همزبانی خویشی و پیوندی است
مرد با نامحرمان چون بندی است.مولوی.

جمله سازی با همزبانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا ز خاموشی زبانِ بی زبانان یافتم روی در دیوار کردم، همزبانی شد مرا

💡 ناله پردرد ما با گوش گلها آشناست سالها با عندلیبان همزبانی کرده ایم

💡 کجاست طایر قدس آشیانه ای که زند ز شاخ سدره صفیری به همزبانی ما؟

💡 نپوشد چشم اگر آن سنگدل از دیدن عاشق خموشی پیش راه همزبانی را نمی گیرد

💡 آنجا که طبع یابد لذت ز گوشه گیری صد سال همزبانی با سایه می توان کرد

💡 در دنیای سیاست مدرن، همزبانی میان احزاب مختلف برای رسیدن به یک توافق صلح‌آمیز و پایدار، همواره یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های دیپلماتیک محسوب می‌شود.

💡 برای موفقیت در یک تیم بزرگ، همزبانی و درک متقابل میان اعضا از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است تا از بروز سوءتفاهم‌های پیش‌بینی‌نشده جلوگیری شود.

💡 نویسندگان بزرگ همیشه تلاش می‌کنند با استفاده از همزبانی و آرایه‌های ادبی دقیق، مفاهیم پیچیده فلسفی را برای مخاطبان خود به شکلی ساده منتقل کنند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران