هم کنش

فرهنگ عمید

همکار، هم کردار.

فرهنگستان زبان و ادب

{agonist} [پزشکی] 1. دارویی که موافق با اثر داروی دیگر عمل کند 2. عضله ای که باعث شروع حرکت در بدن شود

جمله سازی با هم کنش

💡 روش درمان میان نسلی این توانایی را در اختیار درمانگران قرار می دهد تا تعاملات و بر هم کنش های موجود مابین افراد یک خانواده را در مابین نسل های مختلف بررسی کند.