هم سطح

لغت نامه دهخدا

هم سطح. [ هََ س َ ] ( ص مرکب ) دو چیز که در یک سطح و دارای یک ارتفاع باشند. ( از یادداشتهای مؤلف ). || در تداول، کنایه از دو تن که رشد معنوی و فکری آنها برابر است.

فرهنگ فارسی

دو چیز که در یک سطح و دارای یک ارتفاع باشند در تداول کنایه از دو تن است که رشد معنوی و فکری آنها برابر است

جمله سازی با هم سطح

💡 ثابت‌های حرکت مفید هستند زیرا اجازه می‌دهند ویژگی‌های حرکت بدون حل معادلات حرکت بدست آیند. خوشبختانه در مواردی، حتی مسیر حرکت را می‌توان از محل تلاقی سطوح هم سطح مربوط به ثابت‌های حرکت بدست آورد؛ بنابراین، شناسایی ثابت‌های حرکت یک هدف مهم در مکانیک است.

💡 بیست‌وچهار پنج ضلعی وجهی را می توان از یک مکعب شل بدون گرفتن مزدوج ساخت. هرم های مربع شکل به شش وجه مربعی مکعب شل و هرم های مثلثی به هشت وجه مثلثی که لبه آنها با یک مربع مشترک نیست، اضافه می شوند. ارتفاع هرم به گونه ای تنظیم می شود که با ٢٤ وجه مثلثی دیگر مکعب شل هم سطح شود. در نتیجه این کار، بیست‌وچهار پنج ضلعی وجهی ساخته شود.

💡 نمایشگران هندی در بعضی از سنت‌ها آموزش‌های بسیار سختی می‌بینند، که اغلب در سن و سطحی انجام می‌شود که یادآور تادیب رهبانی است و هم سطح آموزش‌های غربی است که یاد می‌گیرند. معمولاً نمایشگران در سنت گورو آموزش می‌بینند. مربی از بالاترین درجهٔ احترام برخوردار است و این کارها بیشتر برای نشان دهندهٔ تاتیاساستر یا همان کمک به دریافت‌کننده قبرای درک ابعاد دیگر هستی است.

💡 بنا بر طرح تفضیلی شهر قزوین، باید تا سال ۱۴۰۰ خورشیدی ۲۷ تقاطع غیر هم سطح در این شهر احداث گردد؛ که شهرداری قزوین عملیات اجرایی ۱۳ پل را به‌طور هم زمان آغاز کرده و تا سال ۱۳۹۱، شش تقاطع را به بهره‌برداری رسانده است.

💡 اما برخی از جدول‌ها مانند برنامه‌ریز غواصی تفریحی فقط برای غواصی‌های تفریحی بدون توقف و در سایت‌های هم سطح دریا طراحی شده‌است و برای غواصی در ارتفاعات بالاتر از 300 متر باید جدول‌های مخصوص به ارتفاعات را به کار بست.