لغت نامه دهخدا
هم خو. [ هََ ] ( ص مرکب ) دو آفریده که دارای خوی و خلقی همانند باشند: اسب و خر را که یک جا بندند اگر هم بو نشوند هم خو میشوند. ( یادداشت مؤلف ).
هم خو. [ هََ ] ( ص مرکب ) دو آفریده که دارای خوی و خلقی همانند باشند: اسب و خر را که یک جا بندند اگر هم بو نشوند هم خو میشوند. ( یادداشت مؤلف ).
دو آفریده که دارای خوی و خلقی همانند باشند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسب توسن ز اسب ساکن رگ گشت هم خو اگر نشد هم تگ
💡 زاهد از عشق نکورویان مکن منع دلم هست مشکل، کندن از هم دل، چو با هم خو گرفت
💡 از آن گریم که جسم و جانِ دمساز به هم خو کردهاند از دیرگه باز