لغت نامه دهخدا
هفت چشم. [ هََ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) موجودی که دارای هفت چشم باشد:
آن پادشاه ده سر و شش روی و هفت چشم
با چار خصمشان به یکی خانه اندرند.ناصرخسرو.
هفت چشم. [ هََ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) موجودی که دارای هفت چشم باشد:
آن پادشاه ده سر و شش روی و هفت چشم
با چار خصمشان به یکی خانه اندرند.ناصرخسرو.
موجودی که دارای هفت چشم باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همان زاغ گون هندوی هفت چشم برآورد فریاد بی درد و خشم
💡 وان پادشاه ده سر و شش روی و هفت چشم با چار خصمشان به یکی خانه اندرند