هفت روزه

لغت نامه دهخدا

هفت روزه. [هََ زَ / زِ ] ( ص نسبی ) آنچه هفت روز مانده باشد.

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱- آنکه یا آنچه هفت روز دوام کند. ۲- آنچه که مدتی اندک بپاید: (( نی دولت دنیابستم می ارزد نی لذت مستیش الم می ارزد نه هفت هزارساله شادی جهان این محنت هفت روزغم می ارزد. ) ) (حافظ )

جمله سازی با هفت روزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اواخر سال ۱۳۸۹ هم‌زمان با سالگرد واقعه عاشورای خبری مبنی بر تأیید این حکم و احضار وی به اوین برای سپری نمودن دوران محکومیتش منتشر گردید. در بهمن ۹۱ نامبرده پس از تهدید و فشار و اقدام به جلب نیروی‌های امنیتی، برای سپری نمودن دوران محکومیت خویش، خود را به اوین معرفی نمود. در مهر ۹۲ وی به همراه ۳ تن از زندانیان در پی موافقت مرخصی هفت روزه دادستانی، آزاد گردید.

💡 سامنر در آغاز دوران نظامی‌گری خود در جنگ شاهین سیاه حضور یافت. او در جنگ آمریکا و مکزیک در مرزهای غربی و سپس با آغاز جنگ داخلی آمریکا در جبهه شرقی شرکت کرد. سامنر فرمانده لشکر دوم ارتش پوتوماک بود که در عملیات شبه جزیره، نبرد هفت روزه و اردوکشی میرلند شرکت داشت.

💡 نه هفت هزار ساله شادی جهان این محنت هفت روزه غم می‌ارزد

💡 در ۲۷ ژوئن ۱۹۴۰ هفته‌های کاری پنج و شش روزه کنار گذاشته شدند و هفته‌های کاری هفت روزه جایگزین آن‌ها شد.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز