تعییش
مترادفها
رفاه، خوشگذرانی
متضادها
رنج، سختی
لغت نامه دهخدا
تعییش. [ ت َع ْ ] ( ع مص ) زنده کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
رفاه، خوشگذرانی
رنج، سختی
تعییش. [ ت َع ْ ] ( ع مص ) زنده کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).