لغت نامه دهخدا
هزینه شدن. [ هََ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) صرف شدن. خرج شدن:
زخمی رسید بر دل خاقانی
کاوقات او هزینه مرهم شد.خاقانی.
هزینه شدن. [ هََ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) صرف شدن. خرج شدن:
زخمی رسید بر دل خاقانی
کاوقات او هزینه مرهم شد.خاقانی.
صرف شدن خرج شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «انتظار و خواست ما از جامعه جهانی، به خصوص اتحادیه اروپا، آن است که با اقدامات مشخص از هزینه شدن پول مالیات دهندگان جامعه جهانی در راستای سیاستهای تبعیضآمیز، به صورت مشخص در قبال هزارهها و تشدید شکافهای قومی در افغانستان جلوگیری نماید و رهبران دولتی را وادار به رفتار برابر در قبال شهروندان عاری از وابستگیهای قومی، زبانی، عقیدتی و جنسیتی نماید.»