هزینه شدن

مترادف‌ها

خرج شدن، صرف شدن

متضادها

درآمد آمدن

لغت نامه دهخدا

هزینه شدن. [ هََ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) صرف شدن. خرج شدن:
زخمی رسید بر دل خاقانی
کاوقات او هزینه مرهم شد.خاقانی.

فرهنگ فارسی

صرف شدن خرج شدن

جمله سازی با هزینه شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «انتظار و خواست ما از جامعه جهانی، به خصوص اتحادیه اروپا، آن است که با اقدامات مشخص از هزینه شدن پول مالیات دهندگان جامعه جهانی در راستای سیاست‌های تبعیض‌آمیز، به صورت مشخص در قبال هزاره‌ها و تشدید شکاف‌های قومی در افغانستان جلوگیری نماید و رهبران دولتی را وادار به رفتار برابر در قبال شهروندان عاری از وابستگی‌های قومی، زبانی، عقیدتی و جنسیتی نماید.»

💡 تمام بودجه‌ای که برای پروژه‌های جدید در نظر گرفته شده بود، به دلیل افزایش ناگهانی قیمت مواد اولیه، به سرعت در ماه‌های ابتدایی سال هزینه شد.

💡 اگر مدیریت مالی در یک سازمان به درستی انجام نشود، ممکن است بخش‌های زیادی از سرمایه شرکت صرف موارد غیرضروری و بیهوده هزینه شود.

💡 هزینه‌های تعمیر و نگهداری ساختمان‌های قدیمی به طور مداوم در حال افزایش است و بخش زیادی از درآمد سالانه صرف این منظور هزینه می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران