هزیع
مترادفها
مهمل، بیهوده، یاوهگویی
متضادها
منطق، حقیقت، معنا
لغت نامه دهخدا
هزیع. [ هََ ] ( ع اِ ) پاره ای از شب و مقدار سه یک یا چهاریک ازشب. ( منتهی الارب ). و فارابی گوید یک نیمه از شب، و گویند ساعتی از آن. گویند: مضی هزیع من اللیل. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) مرد گول. ( منتهی الارب ).احمق. ( اقرب الموارد ). ج، هُزُع. ( اقرب الموارد ).
جمله سازی با هزیع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن طلعت شیداست که طالع شود از شیر نه هردم کژدم که هزیرش به هزیع است