هرمند
لغت نامه دهخدا
هرمند.[ هَِ م َ ] ( اِخ ) هرمند رود. رجوع به هیرمند شود.
جمله سازی با هرمند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این ترانه به رتبه ۱ در جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد رسید و دریک به اولین هرمند مرد تبدیل شد که ۳ تکآهنگش را در شروع به کار به رتبه یک رساندهاست.