نیکومنش
مترادفها
خوشرفتار، نیککردار، خوشاخلاق
متضادها
بدمنش
لغت نامه دهخدا
نیکومنش. [ م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) خوش طینت. نیکوسیرت.
فرهنگ عمید
خوش طینت، دارای منش نیکو.
فرهنگ فارسی
خوش طینت، دارای منش نیکو
(صفت ) ۱ - دارای منش نیکو نیک اندیش. ۲ - خوش ذات.
جمله سازی با نیکومنش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوش نیک دارید و نیکومنش کزین دو به نیکی گراید کنش
💡 حمید نیکومنش (زاده ۱۳۱۳ خورشیدی در بخش (چغلوندی) بیرانوند، شهرستان خرمآباد – درگذشته ۲۲ خرداد ۱۳۸۴) حقوقدان ایرانی و به عقیدهٔ برخی از حقوقدانان همانند محمود آخوندی، پدر حقوق جزای ایران است.