لغت نامه دهخدا
نردباز. [ ن َ ] ( نف مرکب ) نَرّاد. آنکه نرد بازی کند. ( ناظم الاطباء ). نردبازنده.
نردباز. [ ن َ ] ( نف مرکب ) نَرّاد. آنکه نرد بازی کند. ( ناظم الاطباء ). نردبازنده.
نراد آنکه نرد بازی کند نرد بازنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن نردباز عشق که جان در نبرد باخت بردی نمیکنند حریفان نرد او
💡 میر و سلطان نردباز و کعبتین شان دغل جان محکومان ز تن بردند محکومان به خواب