لغت نامه دهخدا
ندوس. [ ن َ ] ( ع ص ) ناقه ای که به چراگاه کم علف راضی باشد. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). ماده شتری که به چراگاه کم علف راضی باشد. ( ناظم الاطباء ). ناقه که به کم ترین مرتع راضی باشد. ( از اقرب الموارد ).
ندوس. [ ن َ ] ( ع ص ) ناقه ای که به چراگاه کم علف راضی باشد. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). ماده شتری که به چراگاه کم علف راضی باشد. ( ناظم الاطباء ). ناقه که به کم ترین مرتع راضی باشد. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام ملانزی که از دو واژه یونانی مِلاس (μέλας) (سیاه) و ندوس (νῆσος) (جزیره) تشکیل شده نخستین بار در سال ۱۸۳۲ توسط ژول دومون دورویل برای تعریف تمایز جغرافیایی و قومی این گروه از جزایر نسبت به جزایر پلینزی و میکرونزی استفاده شد. به اهالی این منطقه ملانزیایی گفته میشود.