نثارافشان

مترادف‌ها

پراکنده‌کننده، پخش‌کننده

لغت نامه دهخدا

نثارافشان. [ ن ِ اَ ] ( نف مرکب ) که نثار می کند. که زر و سیم و جز آن بر سر یا پای کسی می افشاند. که شاباش کند. نثارافشاننده. نثارگر:
شهریان بر درش نثارافشان
گشته بام و درش نگارافشان.نظامی.انجم نثارافشان او اجری خوری از خوان او
از ماهی بریان او نزل مهنا داشته.خاقانی.

جمله سازی با نثارافشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همین باشد نثارافشان کویَت به رویَت شادم ای شادی به رویَت

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران