لغت نامه دهخدا
ناگیرا. ( نف مرکب ) ناگیرنده. مقابل گیرا. || ناتوان از گرفتن. که نتواند گرفت: و یک دست ایشان مفلوج شده بود و ناگیرا شده و تا زمان وفات همچنان بوده. ( مزارات کرمان ص 136 ). || غیرجذاب. نادلنشین.
ناگیرا. ( نف مرکب ) ناگیرنده. مقابل گیرا. || ناتوان از گرفتن. که نتواند گرفت: و یک دست ایشان مفلوج شده بود و ناگیرا شده و تا زمان وفات همچنان بوده. ( مزارات کرمان ص 136 ). || غیرجذاب. نادلنشین.
( صفت ) ۱ - ناگیرنده مقابل گیرا. ۲ - آنکه نتوانداشیائ رابگیرد:[ ویک دست ایشان مفلوج شده بود و ناگیرا شده و تا زمان وفات همچنان بوده ]
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زبن همه اسباب نومیدی چه برگیردکسی آنچه میباید گرفتن دست ناگیرا گرفت